<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?>
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
  <channel>
    <title> مهتاب on قصه دون</title>
    <link>/tags/-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8/</link>
    <description>Recent content in  مهتاب on قصه دون</description>
    <generator>Hugo -- 0.151.0</generator>
    <language>fa-ir</language>
    <atom:link href="/tags/-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <item>
      <title>قصه‌های مهتاب - داستان‌هایی که در مهتاب روایت می‌شوند.</title>
      <link>/posts/102/</link>
      <pubDate>Mon, 01 Jan 0001 00:00:00 +0000</pubDate>
      <guid>/posts/102/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img alt=&#34;moonlight&#34; loading=&#34;lazy&#34; src=&#34;/102.Moonlight.jpg&#34;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دهکده‌ای کوچک، آرام و دلنشین، زندگی می‌کردند. کودکانی پر از انرژی و خلاقیت که هر روز بازی‌های جدیدی را کشف می‌کردند و همیشه در جستجوی ماجراهای جدید بودند. اما زمانی که شب می‌شد و مهتاب بر آسمان پرقدرت می‌درخشید، داستان‌های جادویی و شگفت‌انگیزی به گوش آن‌ها می‌رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک شب، وقتی که نور مهتاب به همه گوشه و کنار دهکده رسیده بود، کودکان دور هم جمع شدند تا داستان‌هایی از دنیاهای دور و زیبا را به هم روایت کنند. ناگهان، لیلا، دختری با چشمان سبز و لبخندی گرم، پیشنهاد داد که امشب داستانی از &amp;ldquo;قصه‌های مهتاب&amp;rdquo; بخواند.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
