<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="yes"?>
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
  <channel>
    <title> پرنده  on قصه دون</title>
    <link>/tags/-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-/</link>
    <description>Recent content in  پرنده  on قصه دون</description>
    <generator>Hugo -- 0.151.0</generator>
    <language>fa-ir</language>
    <atom:link href="/tags/-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-/index.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
    <item>
      <title>دوستی با پرنده - دوستی کودکی با پرنده .</title>
      <link>/posts/158/</link>
      <pubDate>Mon, 01 Jan 0001 00:00:00 +0000</pubDate>
      <guid>/posts/158/</guid>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img alt=&#34;birdchild&#34; loading=&#34;lazy&#34; src=&#34;/158.BirdsChild.jpg&#34;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در یک دهکده کوچک و زیبا، پسری کوچک به نام پارسا زندگی می‌کرد. پارسا پسری مهربان و کنجکاو بود و همیشه دوست داشت با حیوانات و پرندگان بازی کند. او هر روز در باغ خانه‌شان بازی می‌کرد و از دیدن گل‌ها و شنیدن آواز پرندگان لذت می‌برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک روز، وقتی که پارسا در حال بازی در باغ بود، ناگهان صدای ضعیف و ناراحتی از پشت بوته‌ها شنید. با دقت به سمت صدا رفت و دید که یک پرنده کوچک با پرهای رنگارنگ روی زمین افتاده و نمی‌تواند پرواز کند. پارسا با دقت و مهربانی پرنده را برداشت و به خانه برد.&lt;/p&gt;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
